خرید بک لینک

مجبورم در یک سخنرانی شرکت کنم. فکرمی کنم ببی ام. می نشینم و گوش می کنم. پشم هایم به سخنان سخنران واکنش نشان می دهد. فرهایش بازمی شود، سیخ می شود، پشم تو پشم می شود، فرومی ریزد، گره می خورد. سخنران بی توجه به واکنش پشم های من راه خودش را می رود. یعنی اگر کمی دقت کند از روی واکنش پشم های من نمی تواند میزان منطقی بودن حرف هایش را دریابد. حرف هایش تمام می شود، و از حضار می خواهد که آن ها هم حرف بزنند. یک نفر که پشت سر من است دست بلندمی کند، و حرف می زند. پرسش نه، حرف. سخنران هم دوباره حرف می زند. پشم های من دیگر واکنشی نشان نمی دهند. به عادت مالوف خودشان فرخورده اند. یک فر ناز. دل شان نمی آید فرشان به هم بخورد. یک نفر می خواهد عکس بگیرد. خودم را پشت سر نفر جلویی پنهان می کنم. نمی خواهم پشم هایم معلوم شود.

برچسب: ببعی,ببعی کلاه قرمزی,ببعی شو اصفهانی,ببعی شو,ببیی باطری,ببیی اپارات,ببیی میگه به به,ببعی و شهاب حسینی,ببعی ناقلا,ببییم اهنگ, نویسنده: بهنام نعمتی تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 5:55

صفحه بندی