خرید بک لینک

"Var خوابگاهی شد." این تیتر روزهای پایان سال روزنامه ی مدرسه بود. روزنامه ی مدرسه تخته سیاه کتاب خانه است که دانش آموزان آخرین اخبار مدرسه و ایران و جهان را روی اش می نویسند. امروز دیدم نوشته اند "var خوابگاهی شد." "صبح تان var." چند روز است یکی دو تا غریبه توی مدرسه لابه لای دست و پای بچه ها وول می خورند و عرق می ریزند. سیم می کشند، دوربین نصب می کنند. مانیتورش را هم گذاشته اند گوشه ی دفتر کنار میز من. منی که با دوربین مداربسته در محیط های آموزشی مخالف ام. مار از پونه بدش می آید. من توی جلسه ی انجمن اولیا با نصب دوربین مخالفت کردم. گفتم دوربین مال فروشگاه و بانک و زندان است. این جا معلم و دانش آموز و درس و بحث است. دوربین لازم ندارد. به بچه های شورای دانش آموزی هم گفتم. سر کلاس تفکر هم با هفتمی ها بحث کردیم. حتی یک گروه، پروژه ی پژوهشی درس تفکر را به موضوع نظرسنجی از دانش آموزان خوابگاهی درباره ی نصب دوربین اختصاص داد. نتیجه ی نظرسنجی را هم دادم مدیر بخواند. اما نشد. اجماعی برای نصب نکردن پیش نیامد. خیلی ها بی نظربودند. برخی دانش آموزان از سر کنجکاوی طالب اش بودند. برخی هم می گفتند نظم بهترمی شود. مدرسه هم عقیده داشت که مدیریت و امنیت بهترمی شود. من می گفتم مدرسه نباید با نگاه امنیتی اداره شود. ما فروشگاه، بانک یا زندان نیستیم که دوربین بگذاریم و برویم پشتش بنشینیم دزد بگیریم. ما تربیت می کنیم. ما باید با اعمال تربیتی و نه امنیتی پیش برویم. ضمن این که تجربه ام می گوید دوربین یکی دو هفته است بعد از یکی دو هفته عادی می شود و بی اثر. نه دانش آموز از آن حساب می برد نه ناظم حوصله می کند تصویر را برگرداند ببیند چه اتفاقی افتاده. فقط به درد برخی امور غیر حرفه ای می خورد. سالی در مدرسه ای که دوربین داشت جلوی مدرسه تصادف شد. وقتی پلیس آمد سر صحنه معاون بااشتیاق جلورفت و گفت دوربین ما صحنه را ثبت و ضبط کرده است. می ماند بحث دزدی از مدرسه. در این مورد مدرسه ی ما سرایداری دارد. و اتفاقا سرایدار زبروزرنگی هم دارد که از دوربین بی نیازاست ولی اگر نیازی هم هست دوربین باید دیوارها و ورودی ها را کنترل کند. نصب دوربین توی راهروهای آموزش و خوابگاه چه توجیهی دارد. نصاب دوربین وقتی دوربین را نصب کرد گفت مراقب باشید بچه ها پشت مانیتور نیایند چون نقاط کور را پیدامی کنند. به نظرم لازم نیست حتما پشت مانیتور بیایند. آن قدر زرنگ هستند که به تجربه نقاط کور را بیابند. اگر دست و بال مان بازتربود می شد با تبلیغ و اطلاع رسانی، قضیه را از منظرهای مختلف دید. آن وقت حتما دیدگاه های مختلف شکل می گرفت و صف بندی می شد. تشکل های مختلف مدرسه مثل شورای معلمان و دانش آموزی و انجمن اولیا و تشکل های دیگر فعال می شدند و به گمان ام می شد کار را خیلی شیک و دموکراتیک به یک همه پرسی کشاند. نتیجه هر چه می شد لااقل از دل بحث و جدل ها یک آگاهی نسبی حاصل می شد. می فهمیدیم از دوربین چه می خواهیم، و چند میلیون پول را برای چه خرج می کنیم. یادم باشد برای دفعه ی بعد. تمرین دموکراسی خوبی است.

برچسب: نویسنده: بهنام نعمتی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:49

صفحه بندی