خرید بک لینک

دخترک، هفت هشت ساله باید باشد. از توی زنبیل کتاب سه چهار تا کتاب برمی دارد. بعد مجله ی "عروسک سخنگو" را برمی دارد و به دوستش می گوید: "این برای بابام. این مجله ی خوبیه." به من می گوید: "این را برای بابام بنویسید. پنج روز پیش ام باشد." می خواهم نام مجله را توی دفتر، جلوی نام بابای دخترک بنویسم که دخترک نام مجله را بلند صدامی زند. یعنی باذوق سعی می کند نام مجله را بخواند: "عروس سکینه."

دانش آموزانی که در مدرسه دوشنبه ها برای کلاس ادبی می آیند پیش ام، عشق داستان های وحشتناک اند. کتاب های مورد علاقه ی شان "افسانه ی نارنینا"، "عروسک آنابل"، "شهر جن زدگان" و کتاب های "هری پاتر" است. فیلم هایی که دوست دارند هم "مرد عنکبوتی" و "صلح بانان" و "لاکپشت های نینجا" و "بت من" است. من زورزدم و توانستم "الیورتوییست" را به عنوان علاقه ی مشترک بین مان پیداکنم. این طور علاقه های بچه ها باعث شده وحشتناک و جادویی و ماورایی بنویسند. اوضاعی داریم با این داستان ها. علی مان هم فیلم صلح بانان را دوست دارد. محمد تازگی هنگام خواب قصه ی وحشتناک از من می خواهد. من یک قصه ی ادامه دار مریخی برای اش می گویم. زمین جای تنگی شده برای مان.

برچسب: نویسنده: بهنام نعمتی تاريخ: چهارشنبه 13 شهريور 1398 ساعت: 13:57

صفحه بندی