برای اعتراض به سی و پنج نفره بودن کلاس پسرم می روم اداره. می گوید: "سی و نه نفره هم داریم". می گویم: "معلم می خواهد بچه داری کند یا سواد یادبدهد". می گوید: "چهل و دو نفره هم داریم". می گویم: "بچه ها بی سواد بارمی آیند". می گوید: "سیستم سناد قبول نمی کند". یارو استدلال حالیش نمی شود. می گویم: "همه ی والدین سی و پنج نفر جمع می شویم این جا". می گوید: "بروید اداره کل". می گویم: "می آییم همین جا". می گوید: "بروید فرمانداری". می گویم: "می آییم همین جا، فرماندار بیاید این جا به عنوان رییس شورای آموزش و پرورش مشکل مان را حل کند". می گوید: "من با شمام. من هم جلسه ی اداره کل را به اعتراض ترک کردم". می گوید: "بخشنامه از بالاست. تجاری فکرمی کنند". از اتاق می آیم بیرون. این قضیه یک تجمع درست و جسابی می خواهد. همه باید اعتراض کنیم. با خودشان چی فکرکرده اند. یک دستوری می دهیم کسی هم اعتراض نمی کند. خیلی بداست با یک سیستم اداری زبان نفهم طرف باشی. خیلی بداست خودت را به استدلال مجهزکنی، و ببینی اصلا استدلالی فکرنمی کنند. اصلا گوش نمی دهند. برای شان مهم نیست. سیستمی که این طور عمل کند باید منتظر واکنش هایی به جز حرف و استدلال باشد.
برچسب: اعتراض,اعتراض به قطع یارانه,اعتراض یارانه,اعتراض به خلافی خودرو,اعتراضات 88,اعتراض پرسنل ارتش,اعتراض به قطع یارانه 95,اعتراض کارگران,اعتراض مردم اصفهان,اعتراض برهنه,
نویسنده: بهنام نعمتی