یکی از هدیه هایی که از جشنواره ی مروجان کتاب خوانی گرفتم، نرم افزار کتابداری پارس آذرخش است. من پیشتر با نرم افزارهای کتابداری کارکرده ام، و می دانم که چه قدر به بهبود کار کمک می کنند. من الان چند جا کتاب خانه دارم، و کتاب های جاهای مختلف را به تناسب نیاز با هم عوض می کنم. اگر اطلاعات کتاب شناسی هر جا در پایگاهی جداگانه در این نرم افزار ثبت شود، آن وقت کسی که کتابی می خواهد می توانم جست و جو کنم که مثلا این کتاب در فلان مدرسه است، یا این یکی در کتاب خانه ی آپارتمان است، یا این کتاب دست فلانی امانت است. اگر این نرم افزار خدمات اینترنتی هم داشته باشد که دیگر عالی است. نرم افزار را دوست عزیزم داوود ابراهیمی از شرکت پارس آذرخش دریافت کرده و راهی کرده است. فقط اگر کسی باشد یک لب تاپ هم راهی کند، که نور علی نور می شود، دیگر.
از وقتی قفسه ی والدین را راه انداخته ایم بچه ها برای پدر و مادشان کتاب می برند. دیروز یکی آمده بود که: "آقا یک کتاب عاشقانه بدهید که آن قدر غمگین باشد که وقتی بخوانیم گریه کنیم". می گویم: "این قدر غمگین"؟ می گوید: "خیلی غمگین. برای یکی از اعضای خانواده می خواهم". یک نفر تعبیر خواب می خواهد، یکی کتاب آشپزی می خواهد. این کتاب ها را نداریم. من سفارش بچه ها را روی کاغذی می نویسم. کتاب های عبید زاکانی را در کتاب خانه ی عمومی بهشتی تربت حیدریه و کتابی درباره ی ویکتور هوگو را در کتاب خانه ی خوابگاه الغدیر یافتم. باید یک نظامی بچینم که کتاب های بچه ها زودتر به دست شان برسد.
دیروز رفتم کتاب خانه ی عمومی دولت آباد. آقای آشیم، مسئول کتاب خانه اجازه داد کلی مجله بردارم: کیهان بچه ها، قلک، نبات کوچولو، دانستنی ها، سلام بچه ها، داستان همشهری، پوپک، دوست و کلی مجله ی دیگر.
برچسب: نظام نور,نظام فارس,نظام وظیفه,
نویسنده: بهنام نعمتی