با علی و محمد رفتیم کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان. داشتند کانون را دوربین مداربسته می زدند. من فکرکردم دارند برای تابستان آماده می شوند، اما گفتند که از مرکز آمده اند دوربین مداربسته نصب کنند، تا فعالیت ها را زیر نظر داشته باشند. من هر وقت دوربین مداربسته ای می بینم یا به این فکرمی کنم که جلویش دست توی مماغم کنم، یا با وجود دوربین یک کار مجرمانه ی توپ انجام دهم. یک کاری که دوربین را قال بگذارم. مثلن خود دوربین را یک جوری بشکنم که دوربین های دیگر نبینند. خلاصه تا حالا فکر خوبی در مورد هچ دوربین مداربسته ای نداشته ام. خصوصن در مورد دوربین هایی که توی مدرسه ها یا فضاهای آموزشی نصب می شوند. برخی از دانش آموزانی که با آن ها به گفت و گو نشسته ام هم ذهنیت خوبی از دوربین در فضاهای آموزشی نداشته اند. کاش یک تحقیقی در این مورد انجام شود. اثر دوربین مداربسته بر روند آموزش و تربیت یا نگاه بچه ها به دوربین در این طور فضاها. کسانی که در فضاهای آموزشی دوربین نصب می کنند، حتمن توجیه های خود را برای این کار دارند، اما باید به نگاه کسانی که دارند به آن ها آموزش می دهند هم حساس باشند. علی کلاس اولی مان که اول سال تحصیلی گذشته در مدرسه ی شان دوربین نصب کردند، به این دوربین ها نگاهی منفی داشت، و آن را نوعی وسیله ی جاسوسی و مراقبت از خودش در سالن و حیاط مدرسه می دانست. امروز هم توی کانون از من پرسید: "بابا، دوربین برای چیه"؟ گفتم: "برای امنیت". گفت: "بچه ها که امنیت دارن". من توضیح دیگری برای علی نداشتم. توضیح کامل را باید کسانی بدهند که این کار را می کنند. ما برای بچه های مدرسه ی شبانه روزی مان هیچ وقت توضیح قانع کننده ای نداشتیم. به آن ها گفتیم برای این که شبی نصف شبی دزدی به مدرسه واردنشود. اما هم زمان آن ها را تهدیدمی کردیم که ما از دوربین می بینیم دارید چه کارمی کنید، یا برای دوربین های توی سالن و خوابگاه توضیحی نداشتیم. ما نسل نیازمند به تعلیم مان را کتک نمی زنیم، در ظاهر با آن ها خشن هم نیستیم، ولی گاهی بدجوری روی اعصاب شان هستیم. استفاده از دوربین مداربسته در فضاهای آموزشی یکی از آن روی اعصاب بودن هاست.
برچسب:
نویسنده: بهنام نعمتی