ماه رمضان، کتاب خانه ی زنبیلی مان بیشتر توی چشم است. نیست دم افطار بیشترِ ساکنان مجتمع آپارتمانی مان خانه اند، بچه ها جمع ترند. توی محوطه ی مجتمع دوچرخه سواری می کنند، فوتبال می زنند، دزدوپلیس بازی می کنند و... . یکی دو ساعت به افطار من زنبیل کتاب ها را از صندوق عقب ماشین می گذارم وسط پارکینگ. بچه ها می ریزند سرم و کتاب امانت می برند و کتاب هایی را که برده اند پس می آورند. یک نوستالوژی همین طوری به وجودمی آید. مثل ما که خوگرفته بودیم به شنیدن ربنای شجریان؛ حالا برخی بچه های مجتمع مسکونی ما دارند دم افطار با کتاب و کتاب خانه ی زنبیلی خاطره دارمی شوند. چند سال دیگر این ها دم افطار علاوه بر طعم نان پنیر و سبزی و زولبیا و بامیه میل شان ناخواسته می کشد به ورق زدن "کیهان بچه ها" و "سنجاقک" و "دوست کودکان" و "عروسک سخنگو" و کتاب های کوچولوی نشر امیرکبیر و ... .
برچسب:
نویسنده: بهنام نعمتی