خرید بک لینک

چند سال پیش که قیمت زعفران ارزان بود، زعفران های برداشتی مان را مثقال مثقال کردم، و بردم دانشگاه. آن موقع سربازبودم و امریه در کتاب خانه ی دانشگاه یکی از شهرهای نزدیک تهران. زعفران ها را گذاشتم زیر تخت خواب اتاقم. هر کس زعفران می خواست یکی از زیر تخت درمی آوردم، و می دادم دستش و پولش را می گرفتم. ارزان می فروختم. مثل الان که زعفران ارزان است. یکی از دوستانم که خارج از کشور است خاطره ی آن روزها را خوب به خاطر دارد. می خواهم به او پیشنهادکنم که با هم برویم توی تجارت زعفران. من بسته بندی کنم، بفرستم پیش او. او هم بسته ها را توی مملکت بیگانه بگذارد زیر تختش و دانه دانه بفروشد. اگر فروخت که چه بهتر، اگر نفروخت هم با توجه به مصوبه ی جدید دولت که واردات زعفران آزادشده می توانم دوباره آن ها را وارد کنم، و بگذارم این جا زیر تخت خودم و به مرور بفروشم.


برچسبها: زعفران, تربت حیدریه

برچسب: زعفران, نویسنده: بهنام نعمتی تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1396 ساعت: 19:56

صفحه بندی