"جهان کتاب" برای ما به دور از کتاب ها یک غنیمت است. مجله ای با جلد و قطعی دوست داشتنی. کاغذهای سیاه و سفید و خوش بو و مطالبی تحسین برانگیز. "عروسک سخنگو" چندی پیش تعدادی از این مجله را برایم فرستاد. دو سه تایش را گذاشتم توی زنبیل کتاب. زنبیل را که لبه ی پارکینگ می گذاشتم، تا بچه ها جمع شوند، و کتاب بردارند، خودم را با این مجله سرگرم می کردم. فکرنمی کردم از مجله خوشم بیاید. بیشتر سرم را گرم مطالعه اش می کردم، تا بچه ها مرا مشغول کتاب خواندن ببینند. نوعی تزویر و ریاکاری. اما کم کم به مجله علاقمندشدم. تا این که دیروز یکی از شماره هایی که غرقش شده بودم را از توی زنبیل برداشتم، و آوردم خانه. جهان کتاب بیشتر به معرفی کتاب می پردازد. مقاله ای از "معصومه ی علی اکبری" در شماره ی 329 و 330 مجله مرا گرفت. "اوصاف و آفات ملال". این مقاله به معرفی کتاب "فلسفه ی ملال" نوشته ی "لارس اسو ِندسن"، ترجمه ی افشین خاکباز پرداخته. خیلی مقاله ی معرکه ای است. گاهی برخی معرفی ها از خود کتاب هم بهتر مطلب را شیرفهم می کنند. معلوم نبود اگر خود کتاب را می خواندم این قدر لبریز می شدم. مقاله به ملال و دل زدگی از زندگی می پردازد، و ریشه های آن را در شرق و غرب بررسی می کند. نویسنده از کتاب استفاده کرده و ریشه های افراط گری و خشونت و رفتارهای داعشی را با فلسفه ی ملال جست و جوکرده است. یک پازل ناتمامی در ذهن من در مورد اثر آموزش بر این طور رفتارها با خواندن این مقاله کامل شد. مقاله ی خوبی بود. هم خواستم اهمیت این مجله را گوش زد کنم، هم اهمیت فلسفه ی ملال را.