ناخن شصت پایم افتاد. پای راستم. چند وقت پیش ضربه ی بدی خورد. چند روز شدید دردکرد، بعد ناخن لق شد، تا این که امروز گیرکرد به پاچه ی شلوارم و افتاد. افتادن ناخن شصت پا خیلی بداست. پا بی ریخت می شود. ناخن ام را دست گرفتم، و نگاهش کردم. با این که سیاه شده اما هنوز خوش تراش و قشنگ است. چه قدر من با این ناخن این ور آن ور رفته ام. در شادی و غم ام شریک بوده. ناخن افتاده را چه کارمی کنند؟ ماندم چه کارش کنم. بچگی دندان مان که می افتاد، کاغذپیچ می کردیم، می گذاشتیم لای شکاف دیفال. کلاغ نباید برش می داشت. اگر دست کلاغ می افتاد، یک کار بدی می شدیم. حالا ناخن ام را چه کار کنم. چه طوراست بدهم کلاغ بخوردش. عجالتن تا کلاغی پیداکنم، ناخن را گذاشتم روی یخچال.
برچسب: ناخن,
نویسنده: بهنام نعمتی