خرید بک لینک

توی مجتمع مسکونی مان یک گیم نت را ه افتاده است. دیروز، روز اولش بود. دم غروب که همیشه بچه ها با چرخ و توپ، پیاده و سواره می تاختند، و صدای جیغ و دادشان به هوا بود، دیروز سکوت بود. بچه ها جمع شده بودند توی گیم نت. من و علی هم رفتیم. علی نیم ساعت بازی کرد. من هم نیم ساعت با جوانک صاحب مغازه گفت و گوکردم. گفتم: "یک کار فرهنگی بکن. چند تا کتاب بگذار روی میز تا بچه هایی که توی نوبت اند کتاب بخوانند". گفت: "پیشنهاد خوبی است". با هم صحبت های دیگری هم کردیم. مثل این که مراقب باشد بچه ها بازی مناسب گروه سنی شان انجام دهند. از صمیم دل امیدوارم کار جوانک نگیرد. تا حالا برای کسی چنین دعای ناجوری نکرده ام.


برچسبها: آپارتمان نشینی

برچسب: دعای,ناجور, نویسنده: بهنام نعمتی تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 4:45

صفحه بندی