همیشه وقتی در برگزاری اردویی اتفاق ناگواری می افتد، مدتی در برگزاری اردو با مشکل مواجه می شویم. اداره مجوزنمی دهد، یا سخت مجوزمی دهد، یا امروز و فردامی کند، طوری که خودمان از خیر اردو بگذریم. انگار یک توده هوای ضد اردو وارد کشور شده است. باید دو سه ماهی بگذرد تا دوباره همه چیز مثل قبل شود. به همین خاطر همیشه فصل اردو زود باید جنبید، تا به توده موده ای برنخوریم، و دانش آموزان کنف نشوند. کنفی دانش آموزان یک طرف، خواص اردو یک طرف. اردو در نظام تست محور آموزش و پرورش ما یک فرصت طلایی است. فرصتی که می توان به دانش آموزان به دور از فضای تکراری مدرسه قدری مهارت زندگی آموخت. فرصتی که نمی توان از آن چشم پوشی کرد. هر چند فشارهای ناشی از حوادث چند سال اخیر بسیاری از مدیران را به هراس انداخته تا به اردوهای نزدیک و تا حد "پارک سر کوچه" قناعت کنند. این وسط بی پولی هم خودش داستانی است. سرانه ی قطره چکانی مدارس به اردو نرسیده تمام می شود، و مدارس معمولن خرج و برج اردو را از جیب والدین تامین می کنند. جیب والدینی که سایر هزینه های مدرسه هم برعهده ی آن هاست. مدیر مجبوراست به چنین جیب لاغری نگاه کند، نه به کیفیت. مجبوراست ارزان ترین و دم دست ترین اتوبوس را کرایه کند، تا در هزینه ها صرفه جویی شود. هدفمندی اردو هم مهم است. این که ما مثلن ورزش کارها را یک جور اردو ببریم، کتاب خوان ها را یک جور، درس خوان ها را یک جور، درس نخوان ها را یک جور، هنرمندها را یک جور. مثلن کلاس نهمی ها را برای آشنایی با انتخاب رشته یک جور و یک جاهای خاص بایدبرد. آدم وقتی خیلی درگیر خرج و برج می شود، از هدف اردو بازمی ماند. نتیجه این که تنها یک نوع اردو رایج می شود. اردویی که همه با هم می رویم، با هدف سیر و سیاحت. الان بیشتر همین نوع اردو رایج است. یک دورهمی که هرکس پول داشته باشد، در آن شرکت می کند. هم پول داشته باشد، و هم پدر و مادر شجاعی که رضایت نامه ی اردو را امضاکنند. البته همین نوع اردو هم غنیمت است. اگر مدارس سرانه و منابع مالی مناسبی داشته باشند می توان امیدداشت که اردوها ایمن و هدفمند برگزارشود. به عنوان یک مربی پرورشی که مستقیم در کار اردوی دانش آموزان نقش دارم، به خاطر اردو همیشه دست و دلم می لرزد. اما در این داستان دیگرانی هم هستند که نقش های ریز و درشتی دارند، که باید به آن ها هم پرداخت، تا فرزندان مان به سلامت از اردو بازگردند.