این هم شعری درباره ی مرگ از "لنگستون هیوز" از کتاب "سیاهپوست بودن".
یادت نره
مرگ طبلیه
که همیشه صداش بلنده
تا اون کرم آخری بیاد و
به صداش جواب بده
تا اون ستاره ی آخری خاموش شه
تا اون ذره ی آخری
دیگه ذره نباشه
تا دیگه زمونی در میون نباشه
تا دیگه
نه هوایی باقی بمونه
نه فضایی ...
مرگ طبلیه که همه ی زنده ها رو صدامی زنه که:
" بیاین! بیاین!
بیاین!"
برچسب:
نویسنده: بهنام نعمتی