خرید بک لینک

روزنامه ها و خبرگزاری ها نوشتند که در مناطق مرزی ضریب تحصیل دانش آموزان دختر پنجاه درصد است. نصف دخترها به دلایلی مثل ازدواج در سن پایین ترک تحصیل می کنند. این را نوشتند و های و هوی راه انداختند، و تحلیل و کاریکاتور و برو و بیا. من از سال 93 بود که به این نکته در روستای محل تحصیلم پی بردم. همان سال در موردش نوشتم، و یک دوره کلاس آموزشی برای اولیا راه انداختیم با هدف هشدار در مورد ازدواج در سن پایین. حتا یادم می آید در خیلی از ازدواج ها با کمک عوامل مدرسه و انجمن اولیا مداخله کردیم. تلاش کردیم دانش آموزان دخترمان در سن پایین یا ازدواج نکنند، یا اگر ازدواج می کنند، مدرسه را رهانکنند. به خاطر دارم در مورد مضرات ازدواج در سن پایین نمایش کارکردیم، و برای دانش آموزان و اولیا اجراکردیم. نمایش مان را امام جمعه ی شهرستان دید، و از آن حمایت کرد. یادم می آید تلاش های ما باعث شد سال تحصلی بعدش کلاس ششم دخترها که نزدیک بود به حد نصاب نرسد، قدری شلوغ شود، و ما به اتفاق مدیر و رییس انجمن اولیا از این قضیه خوش حال شدیم. غصه ی من که باعث شده باطعنه در این مورد صحبت کنم این است که اولن از همکارانم بخواهم در مورد مسایل آموزش و پرورش بنویسند، و منتشرکنند، تا اتفاقات آموزش و پرورش برای همه و خصوصن برای مدیران و تصمیم گیران روشن باشد، و دیگر این که مدیران و مسئولان لطف کنند، و گاهی به زیر دست شان نگاهی بیندازند. پای صحبت معلم یا مدیری بنشینند. بسیاری از اتفاقات آینده را همین معلم ها و مدیرها پیش بینی شده در آستین دارند، به همراه راه حل ها. البته شنونده ای و اهل دلی و اهل عملی اگر باشد. این وسط روزنامه نگارها هم نقش مهمی دارند. نباید بنشینند که یک موضوع ساده تبدیل به تیترشود تا درباره اش بنویسند.


برچسبها: مدرسه

برچسب: نویسنده: بهنام نعمتی تاريخ: چهارشنبه 12 مهر 1396 ساعت: 14:41

صفحه بندی