توی مجتمع مسکونی مان یک گیم نت راه افتاده است. دیروز، روز اولش بود. دم غروب که همیشه بچه ها با چرخ و توپ، پیاده و سواره می تاختند، و صدای جیغ و دادشان به هوا بود، دیروز سکوت بود. بچه ها جمع شده بودند توی گیم نت. من و علی هم رفتیم. علی نیم ساعت بازی کرد. من هم نیم ساعت با جوانک صاحب مغازه گفت و گوکردم. گفتم: "یک کار فرهنگی بکن. چند تا کتاب بگذار روی میز تا بچه هایی که توی نوبت اند کتاب بخوانند". گفت: "پیشنهاد خوبی است". با هم صحبت های دیگری هم کردیم. مثل این که مراقب باشد بچه ها بازی مناسب گروه سنی شان انجام دهند. از صمیم دل امیدوارم کار جوانک نگیرد. همسرم می گوید: "باید با بچه ها صحبت کنیم که زیاد آن جا نروند". باید از بازی های خوب شان مثل فوتبال و والیبال و هفت سنگ و دوچرخه سواری حمایت کنیم. با یک چالش جدی مواجه شده ایم، و روزهای سرنوشت سازی پیش روداریم. باید حواس مان جمع باشد.
برچسب:
نویسنده: بهنام نعمتی