گنج فراموش شده - تاریخ: 1395/10/1 ساعت: 0:06
خواهرزاده ام صبا کتاب خانه ی مدرسه شان را که راه انداخت. گفت: "کی می آیی دایی"؟ دیروز از مدرسه که برمی گشتم، سر ماشین را کج کردم سمت مدرسه ی صبا. سرم را انداختم پایین و رفتم تو. یک خانمی دم راهرو ایستاده بود. معرفی کردم. گفت: "هفته ی کتاب منتظر شما بودیم. امروز که جلسه داریم ..." . گفتم: "شما به کار...
نظام - تاریخ: 1395/10/1 ساعت: 0:06
یکی از هدیه هایی که از جشنواره ی مروجان کتاب خوانی گرفتم، نرم افزار کتابداری پارس آذرخش است. من پیشتر با نرم افزارهای کتابداری کارکرده ام، و می دانم که چه قدر به بهبود کار کمک می کنند. من الان چند جا کتاب خانه دارم، و کتاب های جاهای مختلف را به تناسب نیاز با هم عوض می کنم. اگر اطلاعات کتاب شناسی هر ...
کتاب خانه ی رنگین کمان در دوهفته نامه ی شهرنامه - تاریخ: 1395/10/1 ساعت: 0:05
با جواد ماهر؛ از تقدیرشدگان جشنواره سوم مروجان کتاب رویای واقعیِ آقای کتابدار لیلا به طلب؛ شهرنامه صبح، اتاق را انباشته. باریکه نور از پشت شیشه، نرم می افتد روی قفسه ها. غبارِ روستای مرغزار در روشنای باریکه نور، غلت می خورَد تا برسد به ردیف کتاب ها. اشعه صبح که گرمایش را بر تن کتاب ها جا گذاشت، کلید...
روزنامه نگاری یا بهترکردن اخلاق - تاریخ: 1395/8/28 ساعت: 18:34
دو سه روز است با بچه های مدرسه ی شبانه روزی مان به فکر چاپ یک نشریه افتاده ایم. یک نشریه ی صنفی. نشریه ای که صدای بچه ها را به گوش مسئولین مدرسه برساند. نوشتن با گفتن فرق می کند. نوشتن جدی تر و اثرگذارتراست. یکی دو تا از بچه ها پای کارآمدند، و جدی پیگیرشدند. امروز اولین نوشته ی نشریه که درد دل بچه ه...
مرگ - تاریخ: 1395/8/28 ساعت: 18:34
از مرگ بدم می آید، وقتی آدمی مثل توران میرهادی را می برد. از مرگ بدم می آید، وقتی به کودکان نزدیک می شود. از مرگ بدم می آید وقتی به پدربزرگ و مادربزرگ نزدیک می شود. از مرگ بدم می آید، و هیچ وقت با او سر آشتی نخواهم داشت. فقط اجازه دارد سر برج ها که حقوق ها را می ریزند شانه به شانه ام بیاید، و تا پای...
قفسه ی محمود - تاریخ: 1395/8/28 ساعت: 18:34
امروز یک قفسه ی تازه توی کتاب خانه راه می اندازم. قفسه ی محمود. دوست خوبم محمود خرقانی کارشناس کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تربت حیدریه است، و خیلی وقت پیش سی و هفت کتاب نمایشنامه به من داد. نمایشنامه هایی که با دقت جمع آوری کرده بود. حالا که کتاب خانه ی مان بین بچه ها هواداردارد، وقتش است. حا...
طناز - تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 11:44
نهمی ها زنگ مطالعه دارند. آمده اند کتاب بگیرند. برخی سر قفسه ها دنبال کتاب می گردند. برخی هم به من می گویند. یکی می گوید: "آقا، کتاب اراذلی می خواهیم". شکست ناپذیر را می دهم دستش. یکی می گوید: "کتاب کَتَلَند می خواهیم". یکی دو تا کتاب مسایل جنسی مان امانت است. یکی می گوید: "طناز می خواهیم". از قفسه ...
مشکلات - تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 11:44
قارقاری هم کارهایی می کند. پیش از سخنرانی امام جمعه آمد؛ یک کاغذ هم به تکش. کاغذ را داد دستم و گفت: "بخوان". خواندم: "قانون تشکیل شوراهای آموزش و پرورش". گفت: "وظایفش"؟ گفتم: "به ریاست فرماندار هر شهرستان تلاش در راه بهبود آموزش و پرورش". گفت: "ترکیبش را بخوان". "1- امام جمعه ی مرکز شهرستان... ". گف...
کتاب خانه ی رنگین کمان - تاریخ: 1395/8/15 ساعت: 10:14
امروز دلم شکست. رفتم مدرسه ی سال قبل. رفتم همان کتاب خانه ای که با دوستان دو سال زحمتش را کشیدیم. رفتم و کتاب ها را از زیر کارتن های چیپس و پفک بیرون آوردم. این طرف کتاب خانه فروشگاه شده بود، آن طرفش خرید و فروش گل زعفران. دانش آموزان مدرسه تا مرا دیدند دویدم سمتم و بهانه ی کتاب و کتاب خانه گرفتند. ...
غلیظ - تاریخ: 1395/8/15 ساعت: 10:14
بچه های شورای دانش آموزی می گویند: "نماز جماعت اجباری نباشد". در این یک هفته ده روزی که از انتخابات شورای دانش آموزی می گذرد، ما چهار جلسه برگزارکرده ایم. با معاون آموزشی، مدیر، مشاور و با آشپز. بچه ها توانسته اند دگرگونی هایی در مدرسه ی شبانه روزی مان ایجادکنند. دوست نداشتند موها را از ته بزنند. ای...
جودی ابت - تاریخ: 1395/8/15 ساعت: 10:14
تنها کسانی مثل جودی ابت که پدر و مادر ندارند، باید بروند مدرسه ی شبانه روزی. دولت نباید مدرسه های روستاهای کوچک را به نفع مدارس شبانه روزی تعطیل کند. این را قبل هم می دانستم، اما حالا که در یک مدرسه ی شبانه روزی معاونم بیشتر درک می کنم. از مادر یکی از دانش آموزان شنیدم که بیست تا سی دانش آموز دختر و...
خوبی دموکراسی یا رفته بودم دنبال کپسول گاز - تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 6:14
انتخابات شورای دانش آموزی را برگزارکردیم. همه ی بچه ها توی برگ رای شماره ی نامزدی نوشته بودند. بعد با اکسل سه سوته رای ها را شمردیم، و نتیجه را اعلام کردیم. رای همه ی پنجاه و دو نفر را نوشتیم. فقط در دو مورد در تجمیع آرا اشتباه کردیم، که در سرنوشت انتخابات اثری نداشت، و زود اصلاحش کردیم. اعتراض و در...
حلیم و دموکراسی - تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 3:53
هم دموکراسی مهم است هم حلیم. هم باید نامزدهای انتخابات شورای دانش آموزی را تایید یا رد صلاحیت کنیم، هم مقدمات حلیم را فراهم کنیم. یک دل مان توی دیگ حلیم می جوشد، یکی هم جوش دموکراسی را می زند. مدیر می گوید: "همه را تایید کنیم. به همه فرصت مشارکت بدهیم". می گویم: "بر اساس استعلام معاون آموزشی برخی از...
آینده ی دموکراسی - تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 3:53
اصرار دارم انتخابات شورای دانش آموزی را جدی برگزارکنیم. فکرمی کنم انتخابات فردای این مملکت را دانش آموزان طوری که امروز یادشان می دهیم برگزارمی کنند. ما هم امروز طوری انتخابات برگزارمی کنیم که در کودکی یادگرفته ایم. عمر شوراهای دانش آموزی به کودکی ما نمی رسد. پس طبیعی است که تجربه و تمرین کافی را در...
قفل را تعمیرنمی کنیم - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 16:22
معلم ها را می برم توی کتاب خانه. توضیح می دهم که موضوعی کتاب ها را طبقه بندی کرده ایم، و دو هفته ی تمام کار من این بوده و حالا کتاب خانه افتتاح شده و دانش آموزان کتاب می گیرند، و شما هم می توانید از کتاب خانه استفاده کنید. یکی از معلم ها می گوید: "گاهی وقت ها ناگهان وسط کلاس نیازاست بیاییم کتاب خانه...
جایزه - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 16:22
من برای گرفتن شیر همیشه دبه می برم. این دفعه دبه ندارم. یک سطل بزرگ می گذارم روی ترازوی پیرمرد شیرفروش. چپ چپ به سطل نگاه می کند. پیش از این که چیزی بگوید، می گویم: "حفاظت از محیط زیست و مبارزه با پلاستیک و ظروف یک بار مصرف برای من مهم است". پسر ِ پیرمرد شیرفروش می گوید: "کاش همه مثل شما باشند. ولی ...
نوحه - تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 11:30
سامان می دود سمتم: "سلام آقای ماهر. شما کتاب نوحه ندارید؟ از هر کس پرسیده ام گفته است از آقای ماهر بگیر. نگهبانی هم گفت بیایم پیش شما". می گویم: "یکی دارم. ببر ولی پنج شنبه ساعت پنج که کتاب خانه بازاست بیاور که لازم دارم". پنج شنبه ها ساعت پنج کتاب خانه ی زنبیلی مان به راه است. نشسته ام لبه ی پارکین...
آغاز یک کتاب خانه - تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 11:30
امروز کتاب خانه ی مدرسه افتتاح شد. بدون این که بفهمم افتتاح شد. از اول مهر نود درصد وقتم را صرف کتاب خانه کرده ام. پاکیزه اش کردم، مرتب کردم، کتاب ها را وجین کردم، کتاب ها را موضوع بندی شده گذاشتم توی قفسه ها و امروز دیدم کتاب خانه برق می زند. آدم را دعوت می کند به خودش. زنگ تفریح دوم بود که بچه ها ...
مدرسه ی شبانه روزی - تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 13:21
یک درسی باید همیشه به دانش آموزانم می دادم که تا حالا از آن غافل بوده ام. وقتی دانش آموز شبانه روزی توی صبحانه اش مو می بیند، باید چه کند. تا حالا صبحانه را نمی خورده، می گذاشته کنار. به کسی چیزی نمی گفته. من با سلام و صلوات وقتی پرسیدم چرا صبحانه نخورده از زیر زبانش این را شنیدم. الان فکرمی کنم می ...
راه اندازی مدارس فرهنگیان؛ تبریک یا تسلیت - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 7:45
در شهر به بنر بزرگی می رسم که راه اندازی مدارس فرهنگیان را تبریک گفته و به این خاطر از رییس اداره ی آموزش و پرورش تشکرکرده است. مدارس فرهنگیان مدارسی است ویژه ی فرزندان فرهنگیان. اولین پرسشی که پیش می آید این است که مگر مدارس معمولی چه ایرادی دارد که معلم ها باید فرزندان شان را به یک مدرسه ی ویژه بف...